آموزشهای لازم و مفید جنسی به کودکان در جهت پیشگیری از وقوع جرم
قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۸۱ کلیه افراد زیر ۱۸ سال را مشمول آن قرار داده و در عین حال مباحث مربوط به سن بلوغ و اینکه چه فرد یا افرادی طفل محسوب می شوند و چه کسانی را باید بزرگسال حساب کرد، کماکان به قوت خود باقی است.
اما آنچه معمولا باعث تنش شدید اجتماعی و آزار روحی جامعه می شود، تعرضات مختلف به کودکان خردسال زیر ۱۰ و ۱۲ سال است.
موضوع ایراد ضرب و شتم به کودکان به ویژه آنجا که ناشی از عمل والدین باشد، موضوع پیچیده ای است. متاسفانه قوانین، تنبیه بدنی را نه فقط در مورد والدین بلکه از جانب سایر سرپرستان نظیر معلمین و … از ضابطه قانونی قابل مجازات مستثنی کرده است و این خود در جای خویش باعث بحث و گرفتاری است.
آنچه در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ممنوع و جرم انگاری شده هر نوع رفتاری است که به کودک صدمه جسمی یا روحی یا روانی و عصبی و اخلاقی بزند و تنبیه بدنی در هر درجه ای که باشد بدون تردید چنین لطمه ای را در پی دارد.
اما به هر حال قانونگذار چنین استثنایی را در متن همین قانون قائل شده و ضابطه را در قانون مجازات اسلامی هم تکرار کرده است، اما جز در مورد والدین در سایر موارد ضرب و جرحی که به اطفال وارد می شود در حکم ضرب و جرح به بزرگسالان است، در حالی که شاید اقتضای مصلحت آن باشد که در این گونه موارد قائل به تشدید مجازات شویم
مساله پیچیدهتر و مهمتر، تعرضات و تجاوزات جنسی به اطفال و نوجوانان است. این گونه لطمات و تعرضات آثار بسیار وخیم جسمی و روحی و روانی دارد؛ از این رو باید از یک سو برخورد قانونی شود و از دیگر سو جنبه مهم تر قضیه این است که باید سعی شود اینگونه جرایم اتفاق نیفتد.
گمان میرود مهمترین وظیفه اصلی را پدر و مادر به ویژه مادر و بعد مدارس و معلمین بر عهده دارند و همین طور رسانه های جمعی که ابزار آموزش عمومی هستند.
متاسفانه در جامعه ما مساله جنسیت و سخن گفتن از آن امری ممنوع و به اصطلاح توتم و تابو است، این مساله باعث میشود کودکان تا سنین بالایی حتی از موضوع جنسیت و مسایل مربوط به آن بیگانه و ناآشنا باقی بمانند و اگر چیزی می آموزند از کسانی می آموزند که یا خود ناآگاه هستند و یا حتی ممکن است سوءنیت هم داشته باشند و به این ترتیب کودکان و نوجوانان در معرض آسیب های شدید قرار می گیرند؛ صرفا به علت ناآگاهی و عدم اطلاع.به نظر می رسد مادران مهمترین وظیفه را بر عهده دارند و باید به فرزندان خود اعم از دختر و پسر بیاموزند که قسمتهایی از بدن برای همگان ممنوع است و نباید کسی امکان لمس آن را داشته باشد، مگر مادر و یا مثلا طبیب آن هم در حضور مادر.
این ممنوعیت و منع را باید به تمام افراد خانواده از نزدیک و دور تسری دهند؛ به عبارت دیگر مادران باید به فرزندان خود بیاموزند که برادر، پدر، خواهر، عمه، عمو، دایی و امثال اینها حق ندارند آنها را لمس کنند.
همچنین در مدارس از سطح دبستان باید به کودکان آموخته شود که در رابطه با افراد ناآشنا و حتی آشنا حدودی را رعایت کنند و نکات ایمنی را در نظر بگیرند و اگر به مورد مشکوک و غیرعادی برخورد کردند، بلافاصله به مادر و بعد به پدر اطلاع دهند و بیمی از اینکه ممکن است این اطلاع دادن باعث تنبیه یا تمسخر آنها شود، نداشته باشند.
صدا و سیما و در درجه بعدی مطبوعات و رسانههای مکتوب، شنیداری و دیداری نیز باید در این زمینه کوشا باشند که اطلاعات لازم را به کوکان و نوجوانان منتقل کنند.
خانواده های محترم بخصوص مادران عزیز؛ توجه داشته باشید…
آتنا، ستایش و کیمیا؛ قربانی ضعف آموزش
پس از وقوع حوادث اخیر برای سه کودک طی یک سال اخیر، می توان مسلم دانست که در این مورد شدت مجازات خاصیت بازدارندگی ندارد. اگر غیر از این بود اعدامهای مکرری که در مورد تجاوزات به عنف صورت گرفته است و همینطور اجرای مجازات اعدام مثلاً در مورد جرایم مواد مخدر باید با ریشهکن شدن این قبیل جرمها مواجه بودیم که نیستیم.
در سایر موارد بحث بسیار است و باید به صورت جداگانه صحبت کرد اما در خصوص جرایم علیه اطفال به ویژه جرایم جنسی به نظر میرسد خلأیی که وجود دارد خلأ آموزش و فرهنگ است نه خلأ قانونی از لحاظ شدت یا قلت مجازات.
به نظر میرسد خانوادهها در بیان کردن مسائل جنسی احتیاطهای زیادی دارند و بسیار منفک هستند و به لحاظ شرم و حیا آنچه را که باید به فرزندان خود بیاموزند و بگویند را نمیگویند، در نتیجه اطفال و کودکان به صورت چشم بسته و ناآگاه در معرض هجوم و تعرض افراد قرار میگیرند که گاه در این مورد سابقهدار هستند.
اولین توصیه میتواند این باشد که در خصوص آموزش مسائل جنسی حیا و ملاحظات را کنار بگذارید زیرا این ملاحظات باعث میشود با فجایع وحشتناکی مواجه شویم.
این وظیفه به عهده خانواده به ویژه مادر خانواده است. مادر است که باید فرزند را به نحوی تربیت کند که قسمتهایی از بدن خود را برای همگان ممنوعالمس و یا ممنوعالمشاهده کند مگر در موارد خاص مثل مراجعه به پزشک که آن هم باید با حضور مادر باشد.
در بحث تجاوز تفاوتی بین افراد دور و نزدیک وجود ندارد. در عین حال وظیفه مشابهی بر عهده رسانههای جمعی است که باید همین مسائل را به صورت گسترده برای کودکان و نوجوانان شفافسازی کنند و از این موضوع نترسند که در صورت طرح این مطالب با اتهام ترویج فساد مواجه شوند چرا که وقتی فاجعهای مثل قتل آتنا رخ میدهد این افراد مورد سؤال قرار میگیرند که چرا آگاهیبخشی نکردند.
در نیروی انتظامی و تشکیلات قضایی نیز باید سوابق افراد مجرم حفظ شود و به محض اینکه پروندهای با این عناوین تشکیل میشود با سوابق قبلی منطبق شود.
در واقع باید در سیستم انتظامی تشکیلاتی به وجود بیاید که رفتارهای مجرمانه را تجزیه و تحلیل و اطلاعات و آگاهیهای گردآوری شده را کنار هم قرار دهند و مسائل را بررسی کنند، نظیر این تشکیلات در همه سیستمهای پلیسی دنیا وجود دارد.
به هر حال آنچه مسلم است مسأله آموزش و آگاهی اولین قدم است ضمن اینکه باید مثل سایر کشورها به کودکان یاد دهیم که در شرایط بحرانی با شماره ۱۱۰ یا ۱۲۳ تماس بگیرند.