ارسال پیام در واتس‌اپ

لایحه تجدیدنظر خواهی ( شکایت توهین)

قضات محترم دادگاه تجدیدنظر استان گیلان

با عرض سلام و ادب و احترام به استحضارعالی می رساند ؛

بدین وسیله اینجانب سعید عابدیان به وکالت از آقایان **** اعتراض خود را قویاً نسبت به دادنامه شماره ۹۷۰۹۹۷۱**** مورخ */*/۱۳۹۷ که در تاریخ */*/۱۳۹۷ به اینجانب ابلاغ شده و در فرجه قانونی اعلام داشته ، تقاضای بازبینی مجدد پرونده ، رسیدگی قانونی به دلایل ابرازی و صدور حکم مستند به دلایل قانونی و رسیدگی شده و مستدل و مالاً صدور حکم شایسته را از محضر قضات دانشمند دادگاه تجدیدنظر استان گیلان دارد .

۱- با دقت در مفاد دادنامه اصداری مشخص و محرز می گردد که موکلین به علت ارتکاب دو جرم ۱- ورود به عنف به منزل ۲- توهین به اشخاص عادی محکوم ، به محکومیت ناعادلانه و ناحق مندرج در دادنامه تصدیری شده اند که بنا به دلایل و جهات قانونی ذیل دادنامه فوق التوصیف شدیداً مخدوش و در خور نقض می باشد . توضیحاً اینکه ؛

۱-۱ شاکی محترم ( تجدیدنظر خوانده ) در جهت اثبات ادعا و شکایت خود به « شهود » متمسک گردیده است که در این خصوص معروض است :

اولاً از شهود تعرفه شده ، احدی از آنان ( آقای ** ) صرف نظر از اینکه نسبت فامیلی نزدیک ( داماد ) با شاکی دارد و این رابطه خویشاوندی شهادت نامبرده را مخدوش می نماید ، نامبرده اساساً در هیچیک از وقایع مورد بحث حضور نداشته است تا بتواند شهادت دهد.بنابراین شهادت نامبرده فاقد اعتبار قانونی است .

ثانیاً احد دیگر از شهود ( خانم ***) نیز بعنوان کارگر مزرعه و وجود رابطه خادم و مخدومی در مکانی دیگر مشغول به کار بوده است که شهادت نامبرده نیز شدیداً مورد بحث و تأمل است .

ثانیاً ؛ آنچه در خصوص استناد به شهادت « شهود » در دادنامه معترضٌ عنه رامخدوش می نماید اینکه دادگاه محترم نه تنها شهادت شهودی را مورد پذیرش قرار داده است که اساساً در صحنه حضور نداشته اند بلکه از آن مهمتراینکه علی رغم تقاضای مکرر ، دادگاه نخستین از استماع شهادت موکلین از جمله

آقای ( بعنوان مالک زمین ) و آقای مهندس  ( بعنوان شخصی که علت اختلاف از آنجا شروع شد ) امتناع نموده و شهادت شهود موکلین اساساً شنیده نشده است . شایان ذکر است به دادگاه نخستین اطلاع رسانی شد که اساساً علت و انگیزه طرح شکایت از سوی شاکی ( تجدیدنظر خوانده ) پاسخ دادن به شکایت سابق الطرحی است که توسط یکی از موکلین ( آقای  ) و در خصوص همین موضوع پرونده در شعبه چهارم سنگر مطرح رسیدگی است ، بوده است و از دادگاه محترم نه تنها درخواست شد ۲ پرونده جهت کشف حقیقت و به جهت وجود موضوع واحد با هم رسیدگی شود ، بلکه در آن پرونده نیز موکل ( آقای *** ) دو شاهد عینی بنامهای ۱- * ۲- * را معرفی نموده که پرونده در حال رسیدگی است و دادگاه نخستین هیچگاه شهادت آنان را استماع ننموده و پرونده را نیز مطالبه و مطالعه ننموده است.

آنچه در مورد نحوه رسیدگی دادگاه محترم نخستین عجیب و مورد سوال است آنکه چرا علی رغم معرفی و درخواست استماع شهادت شهود موکل ، دادگاه نخستین موکلین را از حق دفاع و رسیدگی به دلایلی که موجب برائت آنان می شد محروم نموده است ؟؟

شایان ذکر است به استناد صورتجلسه و گزارش عملکرد عوامل گشتی و فرماندهی انتظامی بخش سنگر ( که به پیوست تقدیم است ) بدواً موکل اینجانب ( آقای  ) مبادرت به تماس با عوامل انتظامی شده و درصدد حل موضوع از طرق قانونی شده است ، با این وصف چگونه شخصی که از طرق قانونی تمایل به پیگیری شکایت خود دارد ، می تواند با سوءنیت ، تلقی شده و محکوم گردد ؟؟ قابل ذکر است در پرونده مطروحه در شعبه چهارم سنگر که هیچگاه توسط دادگاه نخستین مطالبه و مطالعه نشده ، موکل از ناحیه دست ، دچار آسیب دیدگی شده که پس از مراجعه به پزشکی قانونی و طرح شکایت در شعبه چهارم سنگر ، پرونده درحال رسیدگی است . بنابراین به دلیل عدم استماع شهادت شهود که همگی اعلام آمادگی نموده اند ، رأی شدیداً مخدوش و درخور نقض و انتقاد است .

۲-در خصوص اتهام ورود به عنف که کاملاً غیرواقع بینانه و بدون دلایل قانونی مورد لحوق حکم قرار گرفته است ،

موارد و علل مخدوش بودن را به استحضار می رساند ؛

۱-۲ از جمله شرایط جرم ورود به عنف آن است که شخصی با سوءنیت و عدواناً وارد مکان و حرز خصوصی شخص دیگر بدون اذن و رضایت او گردد و در پرونده مانحن فیه اولاً به کرات به دادگاه نخستین اعلام شد مکان مورد ادعای نزاع اساساً با منزلی که ادعای مالکیت آن شده است حدود ۱۰۰ متر فاصله مکانی دارد . در واقع مکان مورد بحث اساساً شارع عام بوده که بیش از ۵۰ سال محل تردد کشاورزان است که در فاصله های دورتر ( همانند آقای *** / احدی از شهود موکل ) دارای زمین هستند و از این محل عبور و مرور می کنند . با توجه به بازدید اینجانب از محل ، در جلسه دادگاه نخستین از محکمه قویاً استدعا شد تا با صدور قرار معاینه محل نسبت به محل مورد ادعای نزاع بازدید بعمل آورده و یا با کارشناسی ( در صورت لزوم ) حقیقت را عیناً مشاهده نمایند که متأسفانه این درخواست هیچگاه اجابت نشد و این موضوع نیز یکی دیگر از نواقصی است که در رسیدگی دادگاه نخستین مشاهده می شود که دراین مجال مجدداً تقاضای معاینه محل و بازدید را اکیداً استدعا دارد .

ثانیاً سوال واضح این است ؛ آیا اساساً شاکی مالکیتی بر مکان مورد ادعای ورود به عنف دارد ؟؟ و آیا دلایل قانونی در این خصوص ارائه نموده است ؟؟

پاسخ : خیر . حال سوال این است که چگونه شخصی که مالکیتی بر مکانی ندارد ، عنوان « ورود به عنف » برآن مصداق پیدا می نماید ؟؟ آیا چنانچه اشخاص در شارع عام و مکانهای عمومی با یکدیگر منازعه داشته باشند ، سیستم قضایی به صرف ادعای احدی از آنها که مدعی ورود به عنف است آنرا می پذیرد ؟

متأسفانه معاینه محل انجام نشده چه اینکه درصورت رسیدگی به دلایل موکل اساساً مالکیتی برای شاکی احراز نمی شد تا بدان استناد نماید و عنوان « ورود به عنف » را به ناحق به موکلین نسبت دهد .

۲-۲ قضات محترم دادگاه ؛

همانطورکه در مدارک مضبوط در پرونده ملاحظه می گردد ، احدی از موکلین ( ) بموجب اجاره نامه ای که ضمیمه پرونده می باشد کشاورز زمینی متعلق به  ( احدی از شهود موکل و مالک زمین ) است که در زمان مراجعه آقای مهندس ** و در زمانی که با داس در حال فعالیت در مزرعه بوده است ، جهت گرفتن مبلغی وجه به کنار جاده مراجعه می نماید که شاکی با ترسیم همین وضعیت موجب تحریف ذهن دادگاه و بردن ذهنیت دادگاه محترم به اینکه آنها با داس !!! ورود به عنف نموده اند شده است در حالیکه موکل**بعنوان کشاورز در حال کار کردن بوده است و اساساً سوءنیتی برای نامبرده متصور نبوده است تا بخواهد از وسیله کشاورزی ( داس ) استفاده نماید و اجاره نامه نیز ضمیمه شده است  متأسفانه دادگاه نخستین به هیچ یک از دلایل موکلین رسیدگی ننموده ، معاینه محل انجام نداده است ، پرونده شعبه چهارم را ملاحظه ننموده است و به صرف ادعای شاکی و قطع نظر از اینکه موکلین نیزحق دفاع و برخورداری از رسیدگی به دلایلشان را دارند ، مبادرت به صدور حکم ناعادلانه و من غیر حق نموده است .

۳- آنچه دادنامه صادره را از سویی دیگر به شدت مخدوش و عجیب می نماید آنکه دادگاه محترم در حالی بزه« توهین به اشخاص عادی » را برای موکلین محرز دانسته و محکوم می نماید که اساساً هیچ لفظ توهین آمیزی نه توسط شاکی و نه توسط شهود شاکی ابراز و نهایتاً اثبات نشده است !!

توضیحاً اینکه با دقت در شرح شکوائیه و اظهارات شهود  ، مشخص می گردد علی رغم ادعای توهین به شاکی ، هیچگونه لفظی که بتوان بر اساس آن توهین آمیز بودن یا نبودن را از آن استنباط نمود وجود ندارد و حال سوال این است که دادگاه محترم نخستین وجود چه الفاظ و عباراتی را حمل بر توهین نموده و بر اساس آن مبادرت به صدور رأی نموده است ؟

به هر حال چنانچه لفظ توهین آمیزی یا فحاشی صورت گرفته باشد شهود و یا شاکی باید عین الفاظ و عبارات را بیان و اثبات نمایند و به صرف ادعای توهین که نمی توان برای مردم مجازات تعیین نمود و آنان را محکوم نمود . اساساً وقتی دادگاه نخستین « اصل تناظر » را رعایت نمی نماید و موکلین را در انحاء مختلف از حق دفاع محروم می نماید و به دلایل آنان از جمله شهادت شهود ، اجاره نامه پیوستی ، عدم معاینه محل ، عدم مواجهه حضوری شهود و غیره رسیدگی نمی نماید ، نتیجتاً رأی صادره را از حیث نقص در رسیدگی ، عدم وجود دلایل قانونی و نحوه استنباط و عدم رعایت موازین قضایی جهت کشف حقیقت و اجرای عدالت ، شدیداً دچار خدشه می نماید .

۴- النهایه از دادگاه محترم تجدیدنظر استدعا و تقاضا می شود « ضمن رسیدگی به دلایل موکلین » بعنوان یک شهروند که دارای حقوق مدنی است و از حق دفاع و محاکمه عادلانه برخوردار است ، باصدور تعیین جلسه دادرسی در جهت کشف حقیقت اقدامات و دستورات لازم را مبذول فرمایند .

                                « با سپاس و تجدید مراتب احترام »