نحوه مطالبه ضرر و زيان ناشي از جرم در دادگاه
وقوع برخي جرايم، علاوه بر، برهم زدن نظم عمومي جامعه ممکن است به اشخاص نيز به طور مستقيم خساراتي وارد کند. در چنين شرايطي، شخص زيانديده از جرم بعد از آن که به عنوان شاکي خصوصي، شکايت خود را در مراجع قضايي طرح کرد، حق دارد براي جبران خسارت و صدماتي که به طور مستقيم به واسطه ارتکاب جرم به او وارد شده است، از مقام قضايي، جبران خسارت را درخواست کند.
چنانچه ضرر و زيانهاي مادي در نتيجه ارتکاب جرمي به وجود بيايد، شاکي خصوصي ميتواند براي مطالبه آن به دادگاه، دادخواست ارايه دهد.
خسارات ناشي از جرم به اين معنا است که جرمي به وقوع پيوسته و مجنيعليه (کسي که جرم عليه واقع شده) متحمل خسارتي شده است. خسارات ناشي از جرم به سه دسته زيانهاي مادي (خسارت به جان و مال)، معنوي (ضرر به حيثيت و آبرو) و عدمالنفع تقسيم ميشوند.
خسارت عدمالنفع زماني به وقوع ميپيوندد که مجنيعليه ميتواند از طريق مشروع درآمدي به دست آورد؛ اما ارتکاب جرم از سوي مجرم باعث ميشود تا او درآمد يا نفع مزبور را از دست بدهد و از اين طريق، متحمل خسارتي شود.
مطالبه عدمالنفع
به طور معمول در دادگاهها، عليرغم صدور راي به جبران خسارات مادي و گاه معنوي، در مورد عدمالنفع رايي صادر نميشود. بسياري از دادگاهها اعتقاد دارند که عدمالنفع، خسارتي قابل مطالبه نيست. در واقع آنها با تفسير تبصره ۲ ماده ۵۱۵ قانون آيين رسيدگي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب ۱۳۷۹ به اين نتيجه رسيدهاند که اين دسته از خسارات ناشي از جرم قابليت مطالبه را ندارد.
جبران منافع ممکنالحصول
بر اساس قانون تنها آن دسته از خسارات قابليت مطالبه دارند که بيواسطه و به طور مستقيم از جرم ناشي شده باشند. تنها عدمالنفعي که ممکنالحصول باشد، قابليت مطالبه را دارد و عدمالنفع غيرقابل حصول قابل مطالبه نيست. مرز ميان عدمالنفع و منافع ممکنالحصول بسيار ظريف است تا آنجا که حتي عدهاي اين دو را يکي ميدانند.
منافع ممکنالحصول را ميتوان اينگونه توضيح داد؛ فرض کنيد آقاي (الف) داراي باغي با درختان ميوه است. اين باغ در ساليان گذشته همواره محصول خوبي به بار داده است. امسال همسايه آقاي (الف) يعني خانم (ج) به طور ناگهاني آبي را که به باغ (الف) ميآمد، قطع کرده و به اين ترتيب محصولات درختان آقاي (الف) را به طور کامل از بين برده است. در اين حالت است که ميگوييم با وجود امکان تحصيل منفعت يا همان کسب محصول براي آقاي (الف)، منفعت مزبور با عمل خانم همسايه از دست رفته و نابود شده است.
به اين منافع که امکان تحصيل آنها وجود داشته و به دليل عمل ديگري از بين رفته است، منافع ممکنالحصول گفته ميشود. همان طور که مشاهده ميکنيد منافع ممکنالحصول داراي معنايي نزديک و مشابه با اصطلاح عدمالنفع است؛ به نحوي که چندان تفاوتي ميان دو اصطلاح فوق به نظر نميرسد.
شرايط مطالبه خسارت
مطالبه خسارات ناشي از جرم در گروي ارايه دادخواست است. پس از صدور کيفرخواست، پرونده جرم از دادسرا خارج و به دادگاه صالح ارسال ميشود.
دادگاه علاوه بر تکليف رسيدگي به اتهام مطروحه وظيفه دارد در صورت درخواست مجنيعليه مبني بر جبران خسارات وارده به آن تقاضا نيز رسيدگي کند. درخواست زيانديده در خصوص جبران خسارات بايد در قالب ارايه دادخواست صورت بگيرد؛ به اين معنا که مجنيعليه بايد با ارابه دادخواستي به دادگاه رسيدگيکننده به جرم، جبران خسارات ناشي از جرم را مطالبه کند.
نکتهاي که در اينجا وجود دارد، اين است که اگر مجنيعليه نتوانست يا اينکه نخواست در حين رسيدگي به اتهام اصلي، دادخواست جبران خسارت را ارايه کند، ميتواند پس از صدور حکم دادگاه کيفري حسب مورد به شوراي حل اختلاف يا دادگاه حقوقي صالح مراجعه و با استناد به حکم صادره، دادخواست جبران خسارت خود را تقديم کند.
نکته ديگري که بايد در اين خصوص مورد توجه قرار داد، اين است که دادخواست جبران را چنانچه خسارت وارده کمتر از پنج ميليون تومان باشد بايد به شوراي حل اختلاف و اگر بيشتر از پنج ميليون تومان باشد بايد به دادگاه حقوقي محل اقامت خوانده تقديم کرد.
ارتباط خسارت ناشي از جرم با دعواي عمومي
قانون براي جلوگيري از صدور تصميمهاي متفاوت در موضوعاتي که منشأ واحد دارند، تسريع در رسيدگي، اجراي صحيحتر عدالت و استفاده از دلايل مشابه در دعوي عمومي و خصوصي، به شاکي خصوصي اجازه ميدهد تا ادعاي خود را به عنوان مدعي خصوصي در دادگاه (رسيدگيکننده به امر کيفري) طرح و اقامه
دعوا کند.
براي مثال آقاي «الف» در تصادف رانندگي، علاوه بر صدمه بدني، اتومبيلش نيز خسارت ميبيند. در اين حالت او ميتواند براي جبران خسارت واردشده به اتومبيلش در همان دادگاه رسيدگيکننده به جرم (ايراد صدمه بدني غيرعمدي به واسطه بياحتياطي در امر رانندگي) ادعايش را طرح کند.
براي اينکه متضرر از جرم بتواند دعواي ضرر و زيان خود را در مقابل دادگاه اقامه کند، بايد علاوه بر دارا بودن اهليت، در طرح دعوا نيز ذينفع باشد.
در برخي مواقع، وراث و قائممقامهاي قانوني بزهديده هم ميتوانند تحت شرايطي خسارت ناشي از جرم را مطالبه کنند. بنابراين اولا بايد گفت که خسارت ناشي از جرم قابل مطالبه است. ثانيا اين خسارت با اموال ناشي از جرم متفاوت است؛ چرا که اموال حاصل از جرم بدون نياز به دادخواست به مالک آن برگردانده ميشود؛ اما خسارات ناشي از جرم براي اينکه پرداخت شود، نيازمند تقاضاي خسارتديده است.
خسارت مادي و معنوي نيز قابل مطالبه است، منافع ممکنالحصول را نيز ميتوان دريافت کرد؛ اما خسارت بر خسارت قابل مطالبه نيست.
همچنين خسارت ناشي از جرم را ميتوان در قالب دادخواستي از دادگاه مطالبه کرد؛ اما اگر شخص اين خسارت را مطالبه نکرد، ميتوان بعد از صدور راي از طريق شوراي حل اختلاف يا دادگاه حقوقي اين خسارت را مطالبه کرد.
منبع: معاونت حقوقی و امور مجلس