ارسال پیام در واتس‌اپ

ابعاد حقوقي سلب حيات از انسان

قتل اگر عمدي باشد جرمي است که قاتل در پاره‌اي از موارد با جان خود جريمه آن را خواهد پرداخت. در ادامه با اين قتل و برخي از نکات حقوقي درباره آن آشنا مي‌شويد.
  زنداني شدن قاتلي که قصاص نمي‌شود
 نبايد چنين تصور کنيد که بعد از قتل و با رضايت شاکي، قاتل آزاد مي‌شود. در قانون موردي بيان شده است که نشان مي‌دهد ممکن است بعد از رضايت هم قاتل را تا ۱۰ سال زنداني کنند و البته آن در زماني است که عمل قاتل موجب اخلال در نظم عمومي شده است. بر اساس قانون اگر کسي مرتکب قتل عمد شود و شاکي نداشته يا شاکي داشته ولي از قصاص گذشت کرده باشد يا به هر علت قصاص نشود در صورتي که اقدام وي موجب اخلال در نظم و صيانت و امنيت جامعه يا بيم تجري مرتکب يا ديگران شده باشد دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال محکوم مي‌کند. البته اگر جرم فرد معاونت در قتل عمد باشد اين حبس از يک تا پنج سال خواهد بود.
   انواع قتل
 قتل از نظر لغوي به معناي سلب حيات از انسان زنده، تعريف مي‌شود و در قانون مجازات به سه قسم تقسيم شده است و شامل عمدي‌، شبه‌عمدي، خطاي محض مي‌شود.
قتل عمد سلب حيات از ديگران برخلاف قانون است؛ يعني فردي خودسرانه تصميم بگيرد که به حيات فردي ديگري پايان دهد. در قانون مجازات اسلامي آنچه به عنوان قتل عمد به حساب مي‌آيد، برشمرده شده است:
اول) اگر کسي قصد جنايت و کشتن کسي را داشته باشد با هر وسيله و به هر ترتيبي طرف را بکشد، قتل عمد به حساب مي‌آيد.
دوم)  اگر کسي کاري را انجام دهد که باعث قتل شود، حتي اگر قصد کشتن هم نداشته باشد.
سوم) اگر فرد قصد ارتکاب جنايت را نداشته باشد و كاري را هم كه انجام داده است‌، درباره ساير افراد منجر به قتل نشود و مقتول به دلايلي مانند بيماري، ضعف، پيري يا … با آن کشته شده باشد، اگر فرد از وضعيت مقتول آگاه باشد و بداند کاري که انجام مي‌دهد منجر به قتل وي مي‌شود.
  چهارم) اگر فرد عملي را انجام دهد که باعث قتل شود، حتي اگر براي کشتن فرد خاصي را مد نظر نداشته باشد‌.
   قصد کشتن
 با توجه به مواردي که ذکر شد، معلوم است که زمينه محقق شدن قتل عمد، نيت يا قصد کشتن از سوي قاتل است يعني مرکتب قتل بايد تصميم بگيرد فردي را بکشد و قتلي صورتي بگيرد، بدون آنکه وسيله‌اي که مي‌خواهد به کمک آن به اين هدفش برسد اهميت داشته باشد، ، قتل عمد خواهد بود. براي نمونه در حالت عادي يک کتاب وسيله قتاله نيست اما اگر فردي قصد کشتن ديگري را داشته باشد و در اين کار از يک کتاب استفاه کند، کتاب در حکم آلت قتاله خواهد بود و قتل نيز عمدي به حساب مي‌آيد. 
   کشنده بودن عمل 
گاهي نيز فرد کاري راانجام مي‌دهد که به طور معمول منجر به کشته شدن افراد مي‌شود و با آن بدون قصد کشتن، شخصي را به قتل مي‌رساند. در اين فرض با وجود اينکه فرد قصد کشتن را نيز نداشته است، قتل عمدي محسوب مي‌شود. به عبارت ديگر، مرتکب نمي‌تواند عمل خطرناکي را انجام دهد و مدعي شود که نمي‌دانسته اين عمل منجر به کشته شدن فرد مي‌شود.
   کشنده بودن عمل با توجه به وضع مقتول
 گاهي نيز قتل عمد چنين رقم مي‌خورد  که قاتل عملي را انجام مي‌دهد که در بيشتر افراد منجر به قتل نمي‌شود اما براي مقتول خطر مرگ را به دنبال داشته است. مثلا مشت زدن به شکم ديگري نمي‌تواند در حالت عالي منجر به قتل شود مگر اينکه مقتول بيمار، کودک، پير يا … باشد، در اين صورت اين ضربه براي وي کشنده به حساب مي‌آيد. البته دراين ميان بايد اين مورد را نيز در نظر بگيريد که در اين صورت براي محقق شدن قتل عمد، قاتل بايد بداند که مقتول به بيماري و ضعف دچار است.
اين مورد را با يک مثال بيشتر توضيح مي‌دهيم. سيلي زدن به کودک تازه متولد‌شده نوعاً کشنده محسوب مي‌شود و اگر فردي با اين عمل منجر به قتل نوزادي شود، قتل عمد به حساب مي‌آيد. در اين باره بد نيست اين را نيز بدانيد که شاکي بايد اثبات کند، مقتول مي‌دانسته عملش منجر به قتل مي‌شود. البته فقط اثبات شاکي کافي نيست و دراين اين مورد که آلت قتاله نيست و فقط بر حسب موضع اصابت، قتاله تشخيص داده شده است به نظر کارشناسي نيز
نياز است.
بايد اين مورد را نيز در نظر بگيريد که در قتل عمد ، نيت قاتل از هر چيزي مهم تر است. يعني اگر قال کشتن فرد خاصي را نيز در نظر نداشته باشد اما بداند که عملش منجر به قتل مي‌شود، عمل وي قتل عمد به حساب مي آيدمانند فردي که بمب‌گذاري مي‌کند.
   مجازات قاتل عمد
 حالا فرض کنيد که قتل عمد اتفاق افتاده و شرايط آن محرز شده براي اين قاتل قانون سه مجازات را پيش بيني کرده است که شامل۱٫ قصاص، ۲٫ ديه و ۳٫ تعزير مي‌شود. 
اين را به خاطر داشته باشيد که مجازات اصلي قتل عمدي قصاص است؛ يعني در اولين قدم و اولين مجازاتي که قانونگذار براي فردي که به عمد ديگري را کشته است مي‌شمارد، محروم کردن قاتل از زندگي‌ است. براي محقق شدن اين تنبيه ولي يا اولياي دم بايد چنين درخواست را داشته باشند و بدون درخواست و اجازه آنها قصاص اجرا نمي‌شود.
مجازات ديه نيز در بعضي موارد، براي جرم قتل عمدي پيش‌بيني شده است. اين مجازات را جانشين يا بدل قصاص مي‌دانند و صرفا در مواردي ممکن است اين جايگزين اعمال شود از جمله اينکه قاتل با ولي يا اولياي دم به توافق برسد. البته حالت ديگر زماني است قاتل پدر يا جد پدري مقتول باشد که به جاي قصاص مجرم به ديه محکوم مي‌شود. حالت ديگر که پرداخت ديه را مسجل مي‌کند ديوانه بودن مقتول و عاقل بودن قاتل است.
آخرين مورد که قصاص را به ديه تبديل مي کند زماني است که قاتل در زمان مستي مرتکب قتل شده باشد، به دليل اينکه در آن زمان از قدر عقل و اختيار برخوردار نيست و به همين دليل براي عملي که در آن اراده‌اي نداشته است به قصاص محکوم نمي‌شود. 
يکي ديگر از مجازات قانوني براي قتل عمدي، «تعزير» قاتل است که در ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامي مصوب ۱۳۷۵ نسبت به آن تعيين تکليف شده است. اين مورد در حالي محقق مي شود که شاکي‌اي در کار نباشد، شاکي گذشت کرده باشد، يا به هر دليل قصاص محقق نشود.
   افرادي که مي‌توانند از حق قصاص استفاده کنند
به هر حال فرض  را بر اين مي‌گيريم که از ميان همه مجازات‌هايي که براي مقتول مطرح شد اولياي دم تقاضاي قصاص دارند. در اين باره بايد بدانيد که اولياي دم به چه کساني اطلاق مي‌شود. برابر قانون اين افرادي شامل همه آنهايي مي‌شوند که در قانون از متوفي ارث مي‌برند و به قولي فاميل درجه يک وي به حساب مي‌آيند. در  ارث قانون زن و شوهر را مسثتني نکرده است اما در اين حوزه زن و شوهر استثنا شده‌اند و زن و شوهر نسبت به درخواست قصاص يا عفو حقي ندارند. اين را نيز بدانيد اگر تشخيص ورثه مقتول براي تعيين اولياي دم ممکن نباشد دادگاه مي‌تواند از راه‌هاي ديگري نيز اولياي دم را شناسايي کند.
برابر نظر فقهي از آنجايي که حق قصاص از حقوقي است که در اثر جنايت عمدي به وجود مي‌آيد و چون جنايت بر خود مقتول وارد شده است، اين حق نيز به او مي‌رسد اما از آنجايي که وي نمي‌تواند از اين حق استفاده کند، اين حق جزو ماترک است و به ورثه به ارث مي‌رسد و درست مانند سهم الارث بين آنها تقسيم مي‌شود.

منبع :روزنامه حمایت – ۱۲/۳/۱۳۹۳