فقر
کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن
یادگاری نوشته اند…
پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به
خیابان انداخته میشود…
فقر ، همه جا سر میکشد،
فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست،
روز را “بی اندیشه” سر کردن است
کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن
یادگاری نوشته اند…
پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به
خیابان انداخته میشود…
فقر ، همه جا سر میکشد،
فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست،
روز را “بی اندیشه” سر کردن است